close
تبلیغات در اینترنت
بحران مد در معماری

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 116
  • کل نظرات : 0
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 8
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 39
  • بازديد ديروز : 5
  • بازديد کننده امروز : 6
  • بازديد کننده ديروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 53
  • بازديد ماه : 410
  • بازديد سال : 949
  • بازديد کلي : 37,599
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.226.76.27
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

«ما ساختمان های  مان را می سازیم و ساختمان های مان متقابلا، به ما شکل می دهند.»

اگر با تامل به این گفته بنگریم و نیز نگاهی با تامل به چهره پر هیاهو و مملو از کار و زندگی و فعالیت شهر های مان بیندازیم پی می بریم که معماری و ساختمان در شکل دادن به شهر و روابط مردم و دیگر مسائل اساسی در شهر نقش والا و پر اهمیتی را دارا هستند و اصولا، شکل ساختمان ها رابطه تنگی با نحوه تفکر، فرهنگ، اقلیم و مسائل اجتماعی، اقتصادی اقوام و ملیت ها دارد و به زبان دیگر از طریق معماری و ساختمان هویت فرهنگی و قومی هر ملت قابل تشخیص و تفکیک است. بر همین اساس معماری یک پدیده اجتماعی و فرهنگی است که نشانگر نحوه تفکر و نوع زیست یک ملت است به عنوان مثال، معماری شهر های حاشیه کویر ایران تحت تاثیر حداقل دو عامل عمده، یکی شرایط اقلیمی و دیگری تفکر مذهبی، شکل خاص خود را دارد. بدین معنا که ساختمان ها تظاهر به بیرون نداشته و شکل ساختمان در داخل و در حیاط مرکزی شکوفا می شود که این مساله در عرصه نخست به دلیل شرایط اقلیمی است که کلا یک حجم بسته را طلب می کند و از سوی دیگر مذهب اسلام بر حفظ حریم ها و درون گرا بودن واحد مسکونی تاکید دارد. در حالی  که در معماری قرون هفدهم و هجدهم اروپای غربی به ویژه در ایتالیا و اسپانیا ( معماری دوره بارک) تحت یک شرایط خاص مذهبی، سیاسی که معروف به دوره ضد رفرم است ساختمان ها، خاصه بناهای مذهبی به شدت و به شکل اغراق آمیزی تظاهر به بیرون دارند و اصولا نمای ساختمانی در این دوره به عنوان یک المان تزیینی در بافت شهری مطرح می شود.

در حال علاوه بر تاثیر پذیری معماری از مسائل محیط خود به این نکته نیز باید اشاره کرد که ما در هر دوره تاریخی ساختمان ها را تنابع قانونمند های خاص آن دوره می بینیم و اعمال سلیقه های شخصی در شکل دادن به ساختمان تاثیر تعیین کننده ای نداشته است و ساختمان مطابق تعاریف و تئوری های شناخته شده و تجربه شده شکل می گرفته است.

قرینه سازی، توازن، نظام، آهنگ و ریتم و هارمونی، تضاد و ابهام و کشش، نمادگرایی و ترکییب خطوط و سطوح و احجام همه و همه از اصولی بودند که بنابر مقتضیات و به عنوان ابزار هنرمند معمار، خلق یک اثر زیبا ممکن می شد و شکل نمای ساختمان ها نمونه مشخص دوره، سبک، منطقه و جغرافیا، اقلیم و فرهنگ مردم مختلف بوده که به طور کلی می توان گفت مقوله معماری یک مقوله فرهنگی، اجتماعی است که ریشه در فرهنگ گذشته هر سر زمین دارد و طبیعتا فرهنگ هر ملت مساله ای نیست که بتوان در محدوده زمانی مشخص تغییرات عمده در آن اعمال کرد و فقط تحت شرایط خاص اجتماعی سیاسی و اقتصادی و در طی مرور زمان رفتارهای جدید فرهنگی قابل تشخیص است و به همین دلیل نیز در معماری ادوار گذشته این نکته بارز است که هر دوره معماری به طور عموم مشخصات خاص آن دوره را داراست و تغییرات سبک های معماری به تدریج و در طی یک دوره انتقالی انجام می گرفته که به هر حال سبک جدید نیز ریشه در سبک گذشته داشته و به هیچ وجه تابع تغییرات ناگهانی نبوده است.

حال چنانچه بخواهیم معماری امروز ایران و یا به طور مشخص تر شهر تهران به عنوان مرکز اشاعه و منبع تقلید معماری سایر نقاط کشور را مورد بررسی قرار داد، بدون شک باید نگاهی به روند شکل گیری شیوه های جدید ساختمان سازی دراین شهر داشت.

تا زمان حکومت سلسله قاجاریه معماری ایرانی یک روند مشخص و منطقی مطابق تعاریفی که ارایه شد را دارا بوده است. اما از اواسط این دوره و از زمانی که تماس و ارتباط رجال و اشراف قاجار با اروپا بیشتر می شود رفته رفته تاثیر تقلید کور کورانه معماری اروپایی در معماری ایران ظاهر می شود که البته در آغاز این مساله به کندی و به شکل تقلید عناصری از معماری غربی به خصوص در نمای ساختمان ها ظهور کرده و سپس در دوره رضاخان با عنوان مبارزه با عقب ماندگی و مدرنیزه کردن کشور، حضور معماری اروپایی نخست در ساختمان های اداری و رسمی و بعد از ورود اولین تحصیل کرده های فرنگی در سایر بناها به سرعت جانشین معماری سنتی شد.

باید به این نکته اشاره کرد که برخی از تیپولوژی های ساختمانی مانند ایستگاه های راه آهن و کارخانه های بزرگ، تا قبل از این در کشور وجود نداشته و طبیعتا این ساختمان ها که محصول صنعت و صنعتی شدن بودند ناچار به تقلید از محل تولد صنعت یعنی کشورهای اروپایی در کشور ما شکل گرفته اند و زمینه ای برای ترویج نوع جدید اروپایی ساختمان سازی شدند. تقلید از معماری غربی به دو شیوه در ایران رایج شد. یکی شیوه معماری آکادمیک که منبع آن کشور فرانسه و مدرسه معماری «پوزار» پاریس بود که به معماری نئوکلاسیک یا نئوکلاسیسزم معروف است. در این شیوه معماران به دنبال تبعیت از اصول معماری گذشته اروپا یعنی معماری کلاسیک یونان و رم باستان بودند که در اروپا این معماری بطور عموم نشانگر روحیه اشرافیت قدیمی و پایبندی به سنت هاست و در نهایت به دلیل وقار، عظمت و ایستائی آن، در دوران نظام های دیکتاتوری آلمان هیتلری، فاشیسم ایتالیایی و استالینسم روسی مبدل به معماری رسمی و دولتی می شود در ایران نیز به خصوص در دوره رضاخان که تبلیغ روحیه ملی گرایی همراه با دیکتاتوری فردی حاکم بود، معماری نئوکلاسیک در ساختمان های رسمی به شکل ساده شده ای آغاز می شود.

ساختمان های حجیم که به خصوص در نما تاثیر ایستایی را القا می کند به عنوان مراکز رسمی و اداری کشور ساخته می شوند (کاخ دادگستری، ایستگاه راه آهن، دانشگاه تهران) و سپس متاثر از روحیه ملی گرایی در نمای ساختمان های دولتی و رسمی تلفیقی از معماری نئوکلاسیک غربی و معماری دوران پیش از اسلام ایران با الهام از معماری تخت جمشید و معماری ساسانی ظاهر می شود. نمای ساختمان شرکت فرش ایران در خیابان فردوسی و عمارت شهربانی که به طور مشخص در نمای آنها ستون های یونانی و رمی جای خود را به ستون های ایرانی با سرستون های تقلیدی تخت جمشید داده اند، نمونه های بارز این معماری اند حتی اولین دانشکده معماری ایران نیز با روش معماری آکادمیک و شیوه مدرسه بوزار پاریس شروع به کار کرد. شیوه دیگر که به معماری مدرن موسوم است با ورود نخستین مهندسان ایرانی فارغ التحصیل دانشکده های اروپایی متداول شد. این مهندسان جوان که به شدت متاثر از شیوه های معماری مدرن اروپا بودند روش های مدرن را در تهران تجربه و ترویج کردند. آنها با کارهای معماران کلاسیک و آکادمیک به شدت مخالف بودند و با ساختن تک بناها جلوه جدیدی از نمای معماری شهری را به نمایش گذاشتند.

اولین نمونه های این معماری در تهران با عنوان هنرستان دختران و باشگاه افسران شروع و به تدریج با ساختن منازل مسکونی جدید در نقاط مختلف شهر، رشد یافت.

نمای این ساختمان ها به کلی تازه و متفاوت با شیوه های معماری رایج ایرانی و حتی معماری نئوکلاسیک هستند.

این ساختمان ها کم و بیش دارای ارزش های مشابه در ترکیب نما و روش های زیبایی شناسی و به شدت متاثر از معماری موسوم به «راسیونالیسم» (معماری منطقی) اروپا هستند. جنبش «راسیونالیسم» اروپا جنبشی است در معماری که جهت مبارزه با تفکرات قدیمی و کلاسیک و به دنبال ساده سازی و عملکرد گرایی و پاسخ به نیازهای جدید در رابطه با تحولات جدید ناشی از صنعتی شدن شکل گرفت. این معماری از لحاظ تناسبات برخلاف معماری نئوکلاسیک تابع مقیاس های انسانی است و این امر به خصوص در نمای ساختمان تابع مقیاس های موجود شهری است. در این معماری از تکنولوژی و مصالح جدید استفاده می شد. بسیاری از ساختمان ها در محلات مرکزی تهران امروزی مانند خیابان های سعدی، حافظ، صبا، انقلاب، استاد نجات الهی (ویلا) و کوچه ها و خیابان های اطراف آنها به این شیوه ساخته شده اند. نمای این ساختمان ها اگر چه با معماری سنتی ایران غرابتی ندارد ولی به طور کلی حکایت از یک معماری منطقی و در عین حال ساده دارد که به دلیل استفاده از روش های جدید ساختمانی و گریز از تجملات و تزیینات معمول، به سرعت مقبول می افتد اما در اثر استفاده از تکنیک اسکلت فلزی و ساده سازی، در سال های بعد که رشد شهر ها سرعت یافته و نیاز به مسکن و تیپولوژی های مختلف ساختمانی افزایش می یابد، عاملی در جهت تخریب سیمای شهر تهران به وسیله سازندگان غیر حرفه ای می شود.

در روش های معماری غیر مدرن، ساختمان از عناصر نسبتا پیچیده ای تشکیل می شد که برای ارتباط و اتصال عناصر آن نیاز به آشنایی با ؟؟ و جزییات نسبتا پیچیده ای بود که این کار فقط از عهده متخصصان فن که تعداد آنها زیاد هم نبود، بر می آمد، در حالیکه اصولا یکی از اهداف معماری مدرن در رابطه با نیاز روز افزون ساختمان سازی در شهرها، استفاده از روش های ساده و فرآورده های صنعتی است که بتوان با استفاده از این روش ها سرعت ساخت را افزایش داد. معماری مدرن اگرچه در این کار موفق به ارایه راه حل های مناسب شد ولی از طرف دیگر باعث شد که استفاده از روش های ساده سازی هنر معماری را در اختیار افراد غیر متخصص قرار داده و در نتیجه با افزایش نیاز ساختمان، حضور افراد غیر متخصص در این حرفه افزایش یافته و هدف معماری مدرن که ترویج هنر معماری به وسیله شیوه ها و تکنیک های صنعتی و جدید بود، در عمل به دست افراد غیر متخصص، به استفاده صرف از تکنیک مبدل شود. در حقیقت هنر معماری تبدیل به تکنیک ساختمان سازی و مفهوم هنر عملا از معماری حذف شد.

معمار معروف و معاصر فرانسوی «لوکور بوزیه» می گوید: «معماری از ترکیب یکسری احجام خالص هندسی تشکیل می شود و برای رسیدن به حقیقت در معماری باید به ترکیب این احجام پرداخت.» وی اضافه می کند چنانچه در ترکیب این احجام نگرش هنرمندانه وجود نداشته باشد این احجام به جعبه های خالی و بی تناسب تبدیل می شوند. در دوره پهلوی دوم شهرها به طور بی سابقه ای گسترش می یابند و تقریبا قریب به ۸۰ تا ۹۰ درصد از بناهای مسکونی در تهران توسط افراد غیر متخصص بنام بساز و بفروش طراحی و ساخته می شوند و هنر معماری مبدل به حرفه ای سود آور می شود که نهایتا فرآیند این دوره در سطح فاجعه آمیزی سیمای شهری است خالی از هرگونه مفهوم معمارانه که با رشد بی رویه اش یکی از زشت ترین مراکز جمعیتی را به معرض نمایش می گذارد.

سال های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ را می توان اوج سقوط معماری در ایران به حساب آورد که در این سال ها ساختمان های بساز و بفروش در ابعاد وسیعی بدون هیچگونه معیار و ضابطه ای چه در زمینه طراحی (پلان و نما) و چه در زمینه فنی و ایستایی ساخته می شوند و دامنه این وضعیت تاسف بار حتی به روستاها نیز کشیده شد. در این سال ها در دانشکده های معماری، معماری مدرن غربی به سرعت جایگزین معماری کلاسیک شده و دانشجویان از طریق مجلات معماری با شیوه های معماری مدرن آشنا شدند. جالب این که در این سال ها همزمان و در کنار هم دو شیوه از معماری در شهر تهران مشاهده می شود. یکی شیوه ساخت و ساز های بی رویه معروف به بنائی ساز و دیگر ساختمان های معروف به مهندسی ساز، ساختمان های بنایی ساز اغلب در حاشیه شهر و مناطق در حال توسعه ساخته می شوند به علاوه با تخریب خانه های قدیمی به سرعت چهره محلات قدیمی تهران دگرگون می شود در این نوع بناها نمای ساختمان فاقد هر گونه نگرش هنری و زیبایی است. مواد و مصالح به کار رفته در بنا بسته به سلیقه شخصی از آجر و یا سنگ ساخته شده و در نمای ساختمان سادگی ابتذال گونه ای ترکیب هجومی را به وجود می آورد. به خصوص در حاشیه رو به رشد شهر که جمعیت مهاجر و تهی کیسه با تملک قطعه زمینی و با زحمت زیاد صاحب خانه می شدند، این وضعیت حزن آورتر بود. در بسیاری موارد نما بدون روکار رها می شد، پنجره ها در ابعاد و اندازه های بی تناسب و زمخت در هر کجا که اقتضا می کرد همچون حفره های زشتی چشم را می آزردند.

در مقابل این ساختمان ها معماران فارغ التحصیل دانشکده های داخلی و خارجی با بینش جدید، ساختمان را به صورت ترکیب احجام طراحی کردند. هر مهندس معمار با دیدگاه خود احجام را ترکیب کرده و نمای ساختمان نیز در حقیقت متاثر از ترکیب همین احجام شکل می گرفتند. خانه های طبقات مرفه شهری و حتی ساختمان های عمومی مانند سینماها، جولانگاه آرشیتکت های مدرن بود که در اکثر کارهای ایشان که به تقلید معماری سال های ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ اروپا و آمریکا ساخته می شدند، هیچگونه انسجام و تسلسل معماری وجود نداشت. بعد از انقلاب اسلامی روحیه ضد غرب زدگی و مبارزه با مظاهر فرهنگ غرب جو جدیدی را در فضای معماری مملکت به وجود می آورد که گرایش به روش های سنتی معماری از نتایج این وضعیت جدید است. از طرف دیگر رشد جمعیت و هجوم مهاجرت همه جانبه به شهر های بزرگ و حاکم شدن مناسبات جدید اجتماعی، اقتصادی، عملا حرکت جدید در جهت حفظ ارزش های معماری سنتی را با عدم موفقیت روبه رو کرد و در دانشکده های معماری نیز برخورد با معماری غربی بسیار سطحی و در خلاصه کلام در تقلید شیوه های مدرن معماری غرب خلاصه می شد؛ در حالیکه از مدت ها پیش کارشناسان معماری و شهر سازی در غربی پیامدهای فاجعه بار معماری صرفا عملکرد گرای خود را دریافته و به سرعت در صدد احیای ارزش های معماری و شهرسازی گذشته خود بر آمدند.

از طرف دیگر گرایش به سمت معماری سنتی در میان معماران بعد از انقلاب در کشور بیشتر به صورت تقلید از معماری گذشته و تکرار فضاهای معماری سنتی انجام گرفت در حالیکه روابط شهر نشینی جدید، مناسبات اجتماعی و اقتصادی حاکم بر شهر های سنتی را به کلی دگرگون کرده و عملا استفاده از فضاهای معماری سنتی در شرایط جدید بی مفهوم بود. زیرا اصولا معماری تابع شرایط محیط خود شکل می گیرد و نیازهای اقتصادی، اجتماعی، اقلیمی و غیره است که بر شکل معماری تاثیر می گذارد و طبیعتا بدون در نظر گرفتن نیازهای جدید شهر نشینی و روابط زاییده از صنعتی شدن نخواهیم توانست فضاهای معماری و شهری خود را صرفا مطابق الگوهای ذهنی سازمان دهی کرد. و در عمل نیز این شیوه ناموفق و در موارد بسیاری منجر به یک حرکت ضد ارزشی شد. به این معنا که در سال های اخیر با شیوه های جدیدی که از معماری به خصوص در سطح شهر تهران مواجه هستیم که این شیوه ها اغلب متاثر از جنبشی است که در جهت مقابله با معماری مدرن در اروپا آغاز شده و به «پست مدرنیزم» مشهور است. عده ای از معماران تحصیل کرده ما نیز در جهت احیای معماری سنتی، ناآگاهانه به دنباله روی از این شیوه جدید کشیده شدند.

معماری «پست مدرنیزم در حقیقت زاییده سیستم اقتصادی اجتماعی بعد از جنگ در اروپاست که در آن بورژوازی به قدرت رسیده و تنوع پرست رویای بازگشت به دوران شکوهمند اشرافیت را در معماری دنبال می کند از این رو با دیدگاه های ساده و سری سازی معماری مدرن که خروج دیدگاه های سوسیالیستی است به مقابله برمی خیزد.

عدم شناخت جریانات معماری غربی مقابله با جو غرب زدگی در دانشکده های معماری بعد از انقلاب در کشور را بدامان تقلید از پست مدرنیزم می اندازد و این معماری جدید که بیشتر در نمای ساختمان ها متجلی می شود، به مذاق عده ای نوکیسه خوش می نشیند و هرج و مرج حاکم بر معماری و مسکن در سال های اخیر نیز بر این روند دامن زده و نتیجه آن فرمالیزم، تنوع پرستی، بی هویتی و فرهنگ مدپرستی است که رفته رفته بر معماری کشور سایه می افکند.

یک بررسی اجمالی از روند ساختمان سازی در تهران با توجه به بناهای ساخته شده طی ۳۵ سال گذشته تا امروز حاکی از جانشینی فرهنگی مد در معماری این شهر است. از حدود ۳۵ سال پیش تاکنون کاربرد انواع سنگ نما از مشخصات مرغوبیت در بنا قلمداد می شد. اما به یک باره مد استفاده از آجرنما و به خصوص آجر سه سانتی همه گیر شد که نوع مهندسی ساز این نوع بناها در یک دوره تقلید مشخصی از پست مدرنیزم است که در مواردی نیز عناصری از نماهای معماری سنتی در آنها به چشم می خورد. در این گیر و دار استفاده کسالت بار از آجر سه سانتی در نما از یک طرف و شیوع تب گرایشات به تاریخ در معماری غرب از طرف دیگر، در آرشیتکت های ایرانی بالا گرفت و تهران شاهد ظهور معماری جدید شد که در آن سیمان ابزار خورده به سبک و سیاق کلاسیسیرم اروپایی به کار گرفته می شد. در این شیوه که اوج ابتذال پست مدرنیزم می باشد معماران ایرانی به صورت های هجوآمیزی معماری کلاسیک اروپا را تقلید کردند. عناصری از قبیل ستون ها یونانی و طاق ها و قرنیزهای کار شده رومی که نشانه های تقلید ناآگاهانه از کارهای معمار معروف دوران رنسانس ایتالیا «آندره پلادیو» می باشد. سیمای معماری مد را به عرصه نمایش می گذارد. در این میان هم زمان با رونق کسب و کار بازار ساختمان و مسکن، سودجویان و بساز و بفروش ها هم از معرکه عقب نمانده و آنها نیز به نوبه خود فرآورده های جدید مهندسان معمار را با حذف و اضافات بازارپسندانه به عرصه نمایش می گذارند و سپس در هر کوچه و پس کوچه هر جا که ساختمان جدیدی ساخته می شد نام نمای «لندنی» یا به عبارتی نمای «رمی» نشانه مرغوبیت کالاست و تازه این آغاز راه بود. چرا که فرهنگ مد عمیقا ارزش های جامعه را تسخیر کرده و طبیعی است راه آورد آن مدهای جدید دیگری خواهد بود. اخیرا چندی است که ما در سطح شهر تهران با شیوه های جدید دیگری مواجه می شویم که شاید نام مناسبی هنوز برای آن وارد نشده، «نئومدرنیزم» و «دی کانستر اکتیویزم» شروع حرکت های جدیدی است که حاکی از شیوع بی دغدغه فرهنگ مد و بیماری تنوع پرستی است. در اینجا اشاره به این مطلب ضروری است که اصولا کلمه مد خود به خود در اذهان موضوع تظاهر و آراستن و به نمایش گذاردن ظاهر را تداعی می نماید و اتفاقا تمام شیوه های نام برده شده نیز بر این مساله یعنی آرایش ظاهری ساختمان تاکید دارند.

در گفتار خود ما همیشه روی این موضوع تاکید داشتیم که معماری یک مقوله فرهنگی اجتماعی است که ریشه های عمیق در گذشته هر ملت دارد و اصولا معماری، بدون گذشته اش بی مفهوم خواهد بود. فرهنگ غربی بعد از رنسانس با گذار از تفکرات فلاسفه طرفدار لیبرالیسم و کاپیتالیسم و مارکسیسم و اومانیسم که ریشه های اجتماعی ما دیگری را در غرب قوت بخشیده اند. امروز فلسفه نیهیلیسم یا پوچ گرای را تجربه می کند و تجلی این شیوه تفکر در معماری غربی به صورت رد ارزش ها و آزادی بی قید و شرط معمار در به کارگیری عناصر معماری است. شیوه جدید معماری غرب پوچ پنداشتن تمامی اصول حاکم بر معماری است و فضای این معماری فضای پرورش نسل «هیپی»،  «پانگ» و «رپ» است.

امروزه در جوامع غربی ما شاهد تغییرات دایمی در تمامی ارکان اجتماعی هستیم و تلاطم بی وقفه در تمامی مناسبات اجتماعی، بی اطمینانی را در جامعه غربی به دنبال آورده، همه مناسبات ثابت با سلسله ایده ها و نظرات خدشه ناپذیرشان به دور ریخته می شوند و هر چیز مقدسی بی تقدس می شود و نهایتا پوچ گرایی بر همه چیز حاکم شده جدیدترین کارهای معماران معروف غربی نمونه آخرین تحولات معماری غربی یعنی پوچ گرایی است که متأسفانه امروز ما شاهد جرقه هایی از تقلید صرف از کارهای آنها که حاکی از عدم شناخت زمینه های علمی موضوع است نزد دانشجویان جوان در دانشکده های معماری هستیم.

در اینجا طرح یک سئوال اهمیت موضوع را روشن تر خواهد نمود. سئوال این است: فرهنگ اجتماعی فلسفی در مملکت ما تفکرات لیبرالیسم و کاپیتالیسم و مارکسیسم و اومانیسم را تا چه میزان تجربه کرده است که امروزه باید شاهد نتایج تجربیات آنها در عمیق ترین ارکان فرهنگی کشورمان یعنی معماری و شهرسازی و به دنبال آن در سایر ارکان فرهنگی کشور باشیم؟یادآور می شود که اصولا هنر باید مفهوم عمیق فرهنگی داشته باشد، تغییرات پی در پی هنر را به مد مبدل می نماید و هنر مد خالی از محتوای فرهنگی است و هر جامعه با بحران فرهنگی به سرعت دچار از خود بیگانگی می شود که پیامدهای آن تغییر در مناسبات اجتماعی و بی اطمینانی در سطح جامعه خواهد بود و در این صورت داعیه مبارزه با تهاجم فرهنگی چه معنایی می تواند داشته باشد؟

امروز معماری به عنوان کالبد فرهنگ جامعه دستخوش شدیدترین تهاجمات بیگانه شده و متاسفانه ما از درک آن عاجز هستیم و تا زمانی که ما نقش و اهمیت فضای معماری را در شکل دادن به فرهنگ و تربیت نسل های جامعه عمیقا درک نکنیم قادر به احیا فرهنگی جامعه نخواهیم بود. نگاهی به ساخت و سازها در سطح تهران حکایت از سقوط غم انگیز هویت فرهنگ معماری پربارمان را دارد. ریشه یابی این جریانات نیاز به بررسی های بس عمیق دارد. کارشناسی و شناخت آنها چندان هم ساده نیست. با این وجود متأسفانه در هیچ یک از سلسله مراتب، علمی (دانشکده های معماری) سیاست گذاری (وزارت مسکن و شهرسازی) و دستگاه های اجرایی، شاهد برنامه ریزی و برخورد صحیح برای مقابله با این مساله نیستیم. در دانشکده های معماری،  دانشجویان در زمینه های شناخت علمی معماری های گذشته و معاصر در جهان آموزش نمی بینند و بدون داشتن شرایط ذهنی لازم، مجلات معماری خارجی در اختیار ایشان قرار می گیرد و نتیجه آن تقلید بصری دانشجویان از معماری غربی بدون آشنایی با زمینه های فرهنگی و اجتماعی لازم از آنهاست، حال آنکه از نقطه نظر علمی اگر ما به معماری به عنوان یک پدیده اجتماعی بنگریم لازم خواهد بود که برای شناخت این پدیده روند تکاملی اش مورد بررسی و شناخت قرار گیرد. یعنی دانشجویان باید شکل علمی و با تحلیل همه جانبه در روند شکل گیری و شناخت قرار گیرد. یعنی دانشجویان باید به شکل علمی و با تحلیل همه جانبه در روند شکل گیری و شناخت ریشه های اجتماعی و فرهنگی معماری غربی قرار گیرند. هم چنین باید در دانشکده های ما تاریخ معماری این سرزمین به دقت مورد ارزیابی و موشکافی قرار گیرد.

اینها نخستین و مهم ترین قدم در زمینه شناخت ارزش های واقعی در معماری است. در این صورت دانشجویان با درک و آگاهی و شناخت از این پدیده با نگرشی واقع بینانه در اجتماع حرفه ای حضور خواهد یافت و مسلما، بسیارند از ایشان که با تعهد حرفه ای در شغل خود، دست کم بر این آشفته بازار دامن نخواهند زد.

وزارت مسکن و شهرسازی نیز به عنوان رکن سیاست گذار معماری و شهرسازی غرق در بحران مسکن و جو ناشی از آن است. مشکلات اقتصادی و شرایط ناشی از آن در زمینه  تامین مسکن باعث شده که برنامه ریزی این سازمان عملا، فقط در زمینه های سیاست گذاری اقتصادی مسکن محدود شود شهرداری ها نیز به عنوان بزرگ ترین دستگاه های ناظر بر اجرای معماری متاسفانه خود آتش بیار معرکه هستند. نتیجه کار چیزی است که ما امروز در سطح شهر تهران ناظر آن هستیم و رفته رفته شاهد شیوع آن در سایر نقاط کشور خواهیم بود.

در خاتمه اشاره به این موضوع ضروری است که امروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی باعث غفلت از فرهنگ معماری و بی اعتنا شدن به این مقوله پرارزش فرهنگی شده است و زمانی به این غفلت پی خواهیم برد. که جبران آن بسیار مشکل است. مشکل ما در این زمینه نیز تکرار همان مشکل عقده های عقب ماندگی تکنولوژیکی از کشورهای غربی است که در نزد عده ای از متخصصان باعث به وجود آمدن این تفکر شده است که تنها راه رشد و توسعه همانا پیروی از الگوهای کشورهای توسعه یافته غربی است این عده اعتقاد دارند که کشورهای جهان سوم مجبورند روند مدرن سازی را با نقاب غربی سازی طی کنند که در این صورت ما متحمل آسیب دوگانه ای خواهیم بود زیرا بی هویتی قومی در مواجه با خردگرایی اقتصادی و تکنولوژیکی غرب نتیجه امواج زلزله ای است که بدون شک خودکشی فرهنگی را به دنبال خواهد داشت.

توضیحات: ۱- معماری پست مدرنیزم به معنای معماری بعد از مدرنیزم است و فلسفه آن به ظاهر بر مبنای ارزش دادن به فضای زندگی انسان در معماری و شهرسازی است. چیزی که در معماری و شهرسازی مدرن فراموش شده و به قول برخی از طرفداران این جنبش، معماری مدرن ماشین را به انسان اولویت داده که شروع این حرکت جدید عملا در دهه پنجاه و آغاز سال های ۱۹۶۰ در اروپا و آمریکاست. در حقیقت معماری مدرن که با شروع قرن بیستم در اروپا نسج می گیرد به دنبال صنعتی شدن کشورهای غربی و برای پاسخ به نیازهای روزافزون ساختمان سازی روش هایی را پیشنهاد می کند که در آنها سرعت ساخت، استفاده از تکنولوژی مدرن و حذف تزیینات دست و پاگیر و از همه مهم تر عملکردگرایی در اولویت قرار می گیرند و بر این اساس معماران مدرن به مبارزه با شیوه های معماری سنتی اروپا برخواسته و ارزش های تاریخی را در معماری نفی می کنند. پیدایش جنبش پست مدرنیزم در دهه پنجاه نتیجه بحران اجتماعی و فرهنگی ای است که معماری مدرن به دنبال دارد. طرفداران پست مدرنیزم نفی ارزش های انسانی را در معماری و شهرسازی مدرن به شدت مورد انتقاد قرار داده و نهایتا بر این باورند که معماری باید صرفا به نیازهای فیزیکی انسان نیاندیشد. بلکه نیازهای روحی و معنوی انسان می بایست در معماری و شهرسازی مورد توجه قرار بگیرد. بر این اساس بسیاری از معماران پست مدرنیزم الگوبرداری از معماری های گذشته را در کارهای خود به شدت مورد استفاده قرار می دهند. از طرف دیگر روند جریانات سیاسی، اقتصادی در غرب این شیوه جدید را به سرعت جهت داده و عملا این سبک ابزاری در جهت شکل دادن به ساختمان های مجلل و کاخ های سرمایه داران غربی می شود. در حقیقت ادعای سردمداران این جنبش در جهت ارایه راه حل بحران معماری مدرن به دنبال خود بحران دیگری به وجود می آورد که همانا تنوع پرستی و بحران مد معماری است. چنانچه در چند دهه اخیر جنبش های جدیدی یکی پس از دیگری با عمر کوتاه در صحنه معماری کشورهای غربی ظاهر شده اند.

۲- نمای لندنی: نام اشتباه روی این گونه نماها که صرفا از طریق تقلید بصری رواج پیدا نموده و به نمای لندنی و یا نمای رمی موسوم گردیده، در حقیقت مربوط به شیوه ای از معماری است که معمار معروف دوره رنسانس ایتالیا «آندره پا لادیو» با استفاده از عناصر معماری یونان و رم باستان پایه گذاری نموده و به کلاسی سیزم معروف است. این معمار ایتالیایی یا به طور دقیق تر معمار «ونیزی»، بیشتر در ساخت بنای قصرها و ویلاهای اشراف ایتالیایی این روش را مورد استفاده قرار می داد. دیدگاه های خاص او در بازگشت به معماری پرشکوه یونان و به خصوص رم باستان، بعدها به شیوه «پالادیانیزم» معروف شد. از طرفی سبک معماری رنسانس در کشورهای اروپای شمالی به خصوص انگلیس با تاخیر نسبتا زیادی اشاعه پیدا کرد و این کشورها بیشتر ترجیح می دادند با سنت معماری خودشان یعنی سبک گوتیک بناهای خود را بسازند بعد از نفوذ معماری رنسانس در انگلیس رفته رفته معماران انگلیسی گرایش به روش پالادیورا انتخاب و این شیوه در انگلستان بسیار متداول شد و سپس در مستعمرات انگلستان نیز صاحب منصبان انگلیسی قصرهای خود را به این شیوه بنا می کردند و از آنجایی که شهر لندن مرکز انگلستان بیشترین محل این نوع بناهاست. لذا در نزد عده ای که از این شهر دیدن کرده اند. این شیوه نمای لندنی لقب گرفته است و عده دیگری که کم و بیش با معماری رم باستان آشنایی دارند این شیوه را نمای رمی لقب داده اند. توضیح: سبک رنسانس در دومین دهه قرن پانزدهم میلادی در ایتالیا آغاز شد و کارهای «پادلایو» معمار ونیزی مربوط به قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم مربوط می شود و شیوع سبک پالادیود در انگلیس به قرن هجدهم مربوط است.

نگارنده: حامد محمدپور


ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

لوگو

معمار

    _آلوار آلتو :

  معماری علم نیست. معماری فرایند ترکیبی عظیم است که هزاران کارکرد معین انسانی را به هم تلفیق می کند و همان معماری 
  باقی می ماند. نیت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسان است

نویسندگان

پیوندهای روزانه

طراحی سایت ارزان