close
تبلیغات در اینترنت
رنگ شناسی

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 116
  • کل نظرات : 0
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 8
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 13
  • بازديد ديروز : 23
  • بازديد کننده امروز : 9
  • بازديد کننده ديروز : 12
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 13
  • بازديد ماه : 54
  • بازديد سال : 54
  • بازديد کلي : 35,743
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.166.160.105
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

رنگ

گفته مى‌شود که چشم انسان قادر است حدود دو میلیون رنگ را از یکدیگر متمایز بنماید و تشخیص دهد. یوهانس اتین در کتاب خود بنام ‘هنر رنگ’ که در سال ۱۹۶۱ م در آلمان به‌چاپ رسیده، نوشته است: رنگ همه ی مواهب خود را به همه تقدیم مى‌کند ولى رموز نهان‌تر خود را فقط براى شیفتگان واقعى مکشوف مى‌سازد و تنها کسانى که عاشق رنگ هستند مى‌توانند زیبایى و کیفیت ذاتى آن را درک نمایند.استفاده از رنگ بسیار کهن می باشد. حدود هشتاد هزار سال پیش بشر موفق به رنگ کردن اشیاء شد؛ در آن زمان بشر در ابتدایى‌ترین شکل استفاده از رنگ تنها از دو رنگ سیاه و قرمز استفاده می کرد.به‌گفته تاریخ، مصریان قدیم اولین سازندگان رنگ در جهان شناخته شده‌اند و رنگرزى براى اولین بار در چین حدود ۳۰۰۰ سال ق . م آغاز شدو تا اوایل قرن هیجدهم میلادى رنگ کردن اشیاء بیشتر جنبه ی  هنرى و تشریفاتى داشته است.

 

 

رنگ ها چگونه به وجود می آیند؟

رنگ ها در نور به وجود می آیند. نور خورشید بی رنگ است و رنگین کمان نشان می دهد که تمام رنگ های در نور سفید وجود دارند. نور از خورشید می آید و به اشیاء برخورد می کند و از شیء به چشم و بعد از آن به مغز می رسد. دقیق ترین تعریف علمی رنگ این است که رنگ، یک انعکاس مرئی است که در اثر عبور یا انتشار یا بازتاب ترکیب رنگ ها توسط اشیا به وجود می آید. بنابراین هررنگ محصول بازتاب محدوده ای از طیف نور سفید به چشم ماست. به طور مثال همه رنگ های طیف نورسفید پس از تابیدن به گل سرخ جذب می شوند به جز رنگ قرمز که به سوی چشم ما منعکس می شود.

 

1. رنگ و ویژگی های آن

1.1.          دایره رنگ:

Description: http://colours.lxb.ir/upload/colours/image/2.jpgتئوری رنگ در هنرهای تجسمی به یک راهنما عملی برای بیان تاثیر ترکیب رنگ‌ها گفته می‌شود. اساس هر تئوری رنگ دایره رنگ است، چون دسته بندی رنگ ها را مشخص می کند. دایره رنگ ابتدایی که در آن رنگ های قرمز، زرد و آبی وجود دارند، در واقع دایره رنگ سنتی در هنرهای تجسمی به شمار می آید. سر آیزاک نیوتون (Sir Isaac Newton) در سال 1666 اولین نمودار رنگ دایره شکل را به وجود آورد. از آن زمان تا کنون، دانشمندان و هنرمندان به مطالعه و طراحی نمونه های متنوع و مختلف این مفهوم پرداخته اند. همانطور که در شکل می بینید دایره رنگ از 12 رنگ تشکیل شده است. در مثلث متوازی الاضلاع وسط سه رنگ اصلی زرد، آبی و قرمز قرار دارد. رنگ های نارنجی، سبز و بنفش  رنگ های ثانویه می باشند که از ترکیب دو به دو رنگ های اصلی ایجاد شده اند. در دایره 12 رنگ داریم یعنی 2 برابر رنگ های 6 ضلعی. نوک هر قسمت از 6 ضلعی که روی محیط دایره می افتد همان رنگ را روی محیط دایره خواهیم داشت(دقت کنید). مثلا نوک مثلث مربوط به رنگ نارنجی و آبی را تا روی محیط دایره ادامه دهید. می بینید که روی دایره هم همان رنگ است. پس 6 رنگ روی دایره همان رنگ های 6 ضلعی هستند و 6 رنگ دیگر ترکیب رنگ های اصلی و ثانویه می باشد که بین 2 رنگ ترکیب شده با هم قرار گرفته است . مثلا از ترکیب رنگ اصلی قرمز با رنگ ثانویه نارنجی رنگ نارنجی قرمز حاصل می شود که در دایره بین این دو رنگ وجود دارد.

بنابراین...

 

Description: رنگ های اصلیرنگ‌های اصلی

همانطور که گفته شد، رنگ های آبی، زرد و قرمز رنگ های اصلی هستند، چرا که از ترکیب هیچ رنگ دیگری به دست نیامده و تمام رنگ‌ها حتی سیاه از ترکیبات مختلف این سه رنگ با یکدیگر می باشند. البته وجود رنگ سفید الزامی است.

Description: رنگ های ثانویهرنگ های فرعی یا ثانویه

سبز، نارنجی و بنفش رنگ‌های ثانویه یا فرعی  هستند که از ترکیب رنگ‌های اصلی با یکدیگر حاصل می‌شوند. محل قرار گیری هر رنگ ثانویه در دایره رنگ، بین دو رنگ اصلی تشکیل دهنده اش است.

Description: رنگ های ترکیبیرنگ های ترکیبی

این رنگ‌ها از ترکیب یک رنگ اصلی با یک رنگ فرعی به وجود می‌آیند و در میان دو رنگ تشکیل دهنده خود قرار می‌گیرند.همانند زرد- نارنجی، قرمز-نارنجی، قرمز-بنفش، آبی-بنفش، آبی-سبز و زرد-سبز

 

1.2.          ماهیت رنگ:

امروزه مسلم گردیده که رنگ همانند نور داراى سرعت، طول موج، حالات ارتعاشى و تداخلى و خاصیت موجى است و اثر ذهنى و روانى در ارتباط با مغز و قوه ی بینایى دارد و مى‌تواند به اشیاء بُعد و جسمیت ببخشد. واژه ی رنگ مترادف کلمه ی انگلیسى Hue یا Color، پدیده‌اى است فیزیکى که همانگونه که بیان شد در اثر تابش و رفتار انعکاسى نور در برابر چشم ناظر، ظاهر مى‌شود و پدیده‌اى عینى و روانی است. اما واژه ی رنگ مترادف با pigment و colorant به معنى رنگ‌دانه و رنگ‌دهنده است که ارتباط با خواص فیزیکى و شیمایى مولکول‌هاى رنگ‌دار دارد و ماهیت رنگ را مورد بررسى قرار مى‌دهد. از سوی دیگر ما از سنین کوچکی با رنگ آشنا می شویم و نامیدن رنگ ها یکی از اولین مهارت هایی است که به کودکان آموزش داده می شود. ما با رنگ زندگی و پیوسته آن را تجربه می کنیم . بر خلاف آشناییت ما با رنگ , بسیاری از ما از تاریخچه ی واژگانی که برای توصیف رنگ استفاده می شود نا آگاه هستیم . فهم این واژگان به گونه ای که بتوان بینش بهتری از رنگ داشت و بهتر با پیچیدگی های رنگ هنگام کار برخورد کرد، از اهمیت به سزایی برخوردار است . رنگ‌هاى داراى صفات فام، درخشندگى و اشباع هستند پس بهتر است اصطلاحات زیر را به خاطر بسپاریم:

·         Down Arrow: فامفام 

فام چیزی است که ما معمولا به عنوان رنگ از آن یاد می کنیم . البته ویژگی های رنگ بیشتر از فام است اما فام آن چیزی است که ما در نظر داریم رنگ باشد . اسامی که ما از آنها برای توصیف رنگ ها استفاده می کنیم مانند قرمز یا آبی نشانگر فام آن نگ خاص هستند . اگر شما ترجیح می دهید که تعریف فنی تری از فام داشته باشید , به عنوان مثال ؛ قرمز بیشتر شامل نور قرمز است ؛ اما از آنجا که رنگ کاملا خالص نیست ؛ طول موج های دیگر را نیز درخود گنجانده است .  فام های چرخه رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت. . فام در واقع صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی (از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی مشخص می کند. قرمز، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند و رنگ های اولیه نیز نام گرفته اند. فام های ثانویه عبارتند از: نارنجی، سبز و بنفش که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند و فام های ترکیبی که  همانطور که گفته شد  فامهای نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ نشان می دهند.مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوند ایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف می نمایند.

           
 
 
   
 
    Down Arrow: اشباع یا پرمایگی

 

 

 

درخشندگی که به آن درجه ی روشنایی هم می گویند ؛ مقیاسی برای اندازه گیری نور پخش شده یا منعکس شده از جسم است . این موضوع هنگامی که به مقوله ی رنگ مربوط می شود به درخشندگی یا روشنایی نور ارجاع دارد . معمولاً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بی فام می سنجند. در چرخه رنگ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی (معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرار گیرند از نظر بصری تأثیر بیشتری خواهند داشت.. بنابراین درخشندگى درجه تیرگى و روشنى را مشخص مى‌سازد. بیشترین درخشندگى متعلق به رنگ زرد است و کمترین را بنفش دارد. در طبیعت رنگ خالص به‌ندرت وجود دارد.

 

 

اشباع به درجه ی خلوص رنگ اشاره دارد و آن چیزی است که ما از آن به عنوان تازگی و شفافیت یک رنگ خاص یاد می کنیم . هرچه درجه ی اشباع بالاتر باشد ؛ رنگ ها زنده تر هستند . به درجه ی اشباع کروما هم می گویند. اگر فام ها به هم آمیخته شوند ، رنگ های شکسته به دست می آیند . اختلاط فام های خالص با یکدیگر یا با رنگ های بیفام ، باعث تغییر در درجه اشباع و درخشندگی شان نیز می شوند .به طور کلی ، هر فام قابلیت ایجاد رنگ های متنوعی را در حوزه ی خود دارد که به آن تلوّن (واریاسیون ) می گویند ( مثلا ً انواع صورتی ، اُخرایی وقهوه ای ، تلوّن در فام قرمز هستند .)


این سه عامل همراه با یکدیگر به شما اجازه می دهند تا رنگ را در قالب اصطلاحات کلی توصیف کنید . اینها عواملی هستند که بنیان سیست  (HSB ) (فام , اشباع , روشنی ) برای تعیین رنگ های خاص تشکیل می دهند .

 

1.3.          اقسام رنگ:
به طور کلی رنگ ها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:

·         رنگ های خنثی

·         رنگ های گرم

·         رنگ های سرد

رنگ های خنثی:
رنگ های خنثی رنگ هایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگ های دیگر به وجود می آیند و می توانند اثرات مثبت یا منفی داشته باشند. سیاه، سفید، خاکستری، بژ و قهوه ای رنگ های خنثی هستند.

رنگ های گرم:
رنگ های گرم محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید می کنند. این دسته از رنگ ها به وضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه می گردند. رنگ های قرمز، نارنجی، زرد، و ارغوانی رنگ های گرم هستند.

رنگ های سرد:
رنگ های سرد رنگ های آرامش بخش هستند و هارمونی آن ها در محیط های مختلف بیش تر است و زیاد درچشم نیستند. رنگ های آبی، نیلی، سبز از جمله رنگ های سرد هستند.

 
 

 

 

دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگهای سرد، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگهای گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند. به لحاظ بصری، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

 

1.4.          رنگ‌هاى مکمل:

رنگهای مکمل، جفت رنگهایی هستند که در چرخه رنگ روبروی هم قرار گرفته و متضاد هم هستند. طبق فرضیه رنگها، دو رنگ زمانی مکمل یکدیگر شناخته می شوند که از ترکیب آنها، رنگی خنثی مانند خاکستری، سفید یا سیاهپدید آید. رنگ‌هاى مکمل در واقع نوعى تضاد هستند که به‌ هنگام مشاهده همدیگر را طلب مى‌کنند و در کنار هم ایجاد تحرک مى‌کنند و یکدیگر را کامل مى‌کنند. هرگاه دو رنگ مکمل باهم ترکیب شوند نتیجه خاکسترى خواهد بود و تحرک آن از بین خواهد رفت و رنگى خنثی بدست خواهد آمد. اما دو رنگ مکمل در کنار هم موجب درخشانى و جلوه یکدیگر هستند. در طبیعت رنگ‌هاى مکمل در کنار هم به زیبایى مشاهده مى‌شوند چنان‌که گل سرخ در میان انبوهى از برگ‌هاى سبز قرار دارد. مى‌توان همه‌ ی رنگ‌هاى مکمل را دو به دو با نسبت‌هاى نامساوى و مساوى با هم ترکیب نمود و طیف وسیعى از خاکسترى‌هاى رنگى به‌دست آورد.

مکمل رنگ قرمز رنگ سبز (آبى + زرد)

مکمل رنگ زرد رنگ بنفش (آبى + قرمز)

مکمل رنگ آبى رنگ نارنجى (زرد + قرمز)

کنتراست صد در صد رنگ -این تضاد مبین کنتراست صد در صد حاصله از رنگ مى باشد (جدا از کنتراست تیره-روشنی) و در عین حال همان کنتراست همجوارى دو رنگ مکمل اند که از طرفى در مورد بعضى رنگها در تضاد با تاثیرات هماهنگى قرار مى گیرند.

1.5.          رنگ و کنتراست:

 کنتراست به معنای تضاد است و یکی از اصل‌های پایه‌ای رشته‌های گوناگون هنر است. تضاد و کشمکش متقابل عناصر اثر هنری موجب برقرار شدن ارتباطی منطقی ولی متضاد بین اجزا می‌شود و در تاثیرگذاری اثر بسیار موثر است، چرا که درک انسان از بسیاری چیزها با تجربه و مقایسهی شکل، کیفیت، و معناهای آنها به دست می‌آید. در هنرهای تجسمی نظیر نقاشی، عکاسی و گرافیک کنتراست‌های رنگ، تیرگی-روشنی، اندازه، جهت، بافت، پهنی-باریکی، هندسی-غیرهندسی و به کار می‌رود و اثر هنری را تاثیرگذار می‌کند. برای نمونه، رامبراند معمولا از کنتراست شدید تیرگی-روشنی بهره گرفته و با تابانیدن نور در بخش‌های مورد نظرش که در میان سایه‌های تیره وسیع در تابلو قرار گرفته‌اند، بر این بخش‌ها تاکید می‌کند.وقتي از كنتراست رنگ ها صحبت مي شود. منظور وجود روابط و تأثيراتي است كه از هم تمايز ميان رنگ ها و هم تأثيرات متقابل ميان آن ها را از نظر بصري مورد بررسي و مقايسه قرار مي دهد. به اين ترتيب وجود كنتراست ميان رنگ ها صرفاً به معناي تضاد ميان آن ها نيست. بلكه بررسي روابط و مقايسه ميان آنهاست. مشهورترين نظريه در خصوص كنتراست رنگ مربوط به وجود هفت كنتراست رنگ است كه در زير به شرح هر يك از آنها مي پردازيم.

1.5.1.    كنتراست ته رنگ

براي رسيدن به اين كنتراست كافي است كه از رنگ هاي خالص استفاده كنيم. وقتي گفته مي شود رنگ هاي خالص ، منظور فقط سه رنگ اصلي نيست بلكه همه رنگ هاي چرخه ي رنگ را مي توان به عنوان رنگ خالص استفاده كرد.
شديدترين كنتراست ته رنگ ميان سه رنگ اصلي قرمز، زرد و آبي كه هيچ وجه مشتركي از لحاظ رنگين بودن با هم ندارند به وجود مي آيد. بر همين اساس كنتراست ته رنگ در ميان رنگ هاي درجه دوم يعني سبز، نارنجي و بنفش كه رنگ هاي تركيبي هستند به مراتب كمتر است. در رنگ هاي درجه سوم بازار كنتراست رنگ كاسته خواهد شد.همچنين رنگ هاي وقتي با سياه و سفيد مخلوط شوند از ميزان كنتراست ته رنگ آنها كاسته مي شود.
استفاده از سياه و سفيد در كنار رنگ هاي خالص مي تواند به ايجاد كنتراست ته رنگ و شدت بخشيدن به تأثيرات رنگ هاي تيره يا روشن كمك كند.

1.5.2.    كنتراست تيرگي – روشني رنگ

تأثيراتي كه كنتراست تيرگي – روشني رنگ روي روابط ميان رنگ ها و روي مخاطبين يك اثر هنري مي گذارد ، پس از كنتراست ته رنگ از اهميتي ويژه برخوردار است. ميزان تيرگي هر رنگ را مي توان به طور مناسب با يك درجه از خاكستري بي نام (خاكستري حاصل از تركيب سياه و سفيد) نشان داد. از اين طريق مي توان به راحتي رنگ ها را از لحاظ تيرگي و روشني با هم مقايسه كرد.

1.5.3.    كنتراست رنگ هاي سرد و گرم

معمولاً احساس سردي و گرمي رنگ ها مربوط به دريافت و تجربه ما از عناصر موجود در طبيعت است. برخي از رنگ ها مثل قرمز، زرد و رنگ هاي مربوط به آن ها را عموماً گرم احساس مي كنيم و رنگ هايي مثل سبز، آبي و تركيب هاي مربوط به آنها را معمولاً سرد و خنك احساس مي كنيم. در ميان رنگ ها مي توان قرمز ، نارنجي را به عنوان پرحرارت ترين رنگ و سبزآبي را سردترين رنگ احساس كرد. اما براي سردي و گرمي رنگ ها هيچ حد و مرزي نمي توان قايل شد، بلكه سرد يا گرم كردن آنها بستگي به رنگ هاي هم جوار و حس دروني مخاطب دارد. در هر حال براساس دايره رنگ با يك خط قطري كه از سبززرد به قرمز بنفش امتداد مي يابد مي توان يك حد تقريبي را ميان رنگ هاي گرم در سمت راست دايره و رنگ هاي سرد در سمت چپ دايره تصور كرد.

1.5.4.    كنتراست رنگ هاي مكمل

وقتي دو رنگ مكمل در كنار هم قرار مي گيرند تأثيرگذاري آنها به روي هم طوري است كه يكديگر را از نظر درخشش و قدرت فام به شديدترين مرتبه ارتقا مي دهند. همان طور كه قبلاً گفته شد دو رنگ مكمل در چرخه دوازده رنگي به صورت قطره ي روبروي هم قرار مي گيرند مانند زرد و بنفش ، قرمز و سبز، نارنجي و آبي.
وجود رنگ هاي مكمل در يك تركيب بصري مي تواند درايجاد رابطه هماهنگ ميان رنگ ها نقش مهمي داشته باشد و ا حساسي از كمال رنگ و درك نو را به وجود بياورد.

1.5.5.    كنتراست همزمان

كنتراست همزان ناشي از تأثير عمومي رنگ ها به روي احساس بينايي است و با رابطه ميان رنگ هاي مكمل ايجاد مي شود. وقتي كه با يك رنگ را مي بينيم ، چشم و ذهن ما به طور همزمان مكمل آن رنگ را پديده مي آورند. البته اين رنگ به صورت ذهني به وجود مي آيد و ملموس نيست بلكه فقط احساس مي شود.
وقتي از خاكستري ها در تركيب رنگي استفاده مي شود، كنتراست همزمان به نحو مؤثرتري احساس مي شود. كنتراست همزمان نه تنها در ميان يك خاكستري و يك رنگ خالص به وجود مي آيد. بلكه در ميان دو رنگ كه به طور كامل مكمل يكديگر نيستند نيز اتفاق مي افتد.

تصوير جانشين

تصوير جانشين يا پديده پس تصوير موضوعي است كه گاهي ممكن است با مبحث كنتراست همزمان اشتباه شود. وقتي به چيزي نگاه مي كنيم به طور معمول تصوير آن به روي شبكيه چشم ثبت مي شود. يعني رنگ و درخشش آن روي سلول هاي بينايي اثر مي گذارد و تصويرش در شبكيه نقش مي بندد. در همين حال چنانچه بلافاصله جهت نگاه تغيير كند يا تصوير ديگري در مقابل چشم قرار گيرد ، تأثير تصوير قبلي با تصوير جديد در مي آميزد. اين ويژگي را تصوير جانشين يا پس تصوير ي گويند.در مورد رنگ ها پديده تصوير جانشين به صورت رنگ مكمل ديده مي شود. يعني پس از ديدن يك رنگ براي مدت چند ثانيه در صورتي كه به يك سطح سفيد نگاه كنيم، مكمل آن رنگ را بر زمينه سفيد احساس مي كنيم.

1.5.6.    كنتراست كيفيت

در اين جا منظور از كيفيت، حالت خلوص و اشباع رنگ است. وقتي كه يك رنگ خالص در كنار رنگ هاي ناخالص كه با سياه، سفيد و يا مكمل خود مخلوط شده اند قرار مي گيرد ، كنتراست كيفيت رنگ ايجاد مي شود.

1.5.7.    كنتراست كميت ( وسعت سطح)

كنتراست كميت مربوط به رابطه متقابل دو يا چند سطح رنگين از نظر وسعت است. در اين كنتراست رابطه ي بزرگي و كوچكي سطوح رنگين نقش اصلي را بازي مي كند. زيرا نسبت بزرگي سطح رنگ ها با يكديگر مي تواند در ايجاد رابطه هماهنگ ميان آنها مؤثر باشد. در ايجاد كنتراست كميت دو عامل نقش اساسي دارند.

·         ميزان درخشش و خلوص رنگ

·         ميزان بزرگي سطح يا لكه رنگي

 

 

1.6.           هماهنگی رنگ ها:

در نظر عموم ترکیبی از رنگ هماهنگ گفته می شود که از رنگ های بسیار مشابه یا رنگ های متفاوت با سایه های یکسان ترکیب شده باشند. در چرخه ی رنگ فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنار هم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند. هماهنگی یا هارمونی به معنای "چیدمان مطبوع اجزاء یک کل است و وجود آن در تمام مظاهر زندگی از موسیقی، شعر، رنگ یا حتا یک کیک زیبا، جلوه می کند. از نظر دیداری، هماهنگی، در چیزی است که موجب لذت چشم می شود. این هماهنگی بیننده را مجذوب کرده و احساس نظم و تعادل را در او ایجاد می کند. هنگامی که چیزی ناهماهنگ است، یا خسته کننده است یا وحشتناک. از طرفی هارمونی بیش از حد نیز به ترکیبی بسیار ملایم و نچسب تبدیل می شود و بیننده را آن طور که باید مجذوب و علاقه مند نمی کند و بالعکس عدم حضور آن نیز تصویری به وجود می آورد که هیچ چشمی تحمل دیدن آن را ندارد. مغز انسان هر چیزی را که قابلیت سازماندهی نداشته و نامفهوم باشد، پس می زند. عمل دیدن به حضور یک ساختار منطقی نیاز دارد و هماهنگی رنگی می تواند این علاقه به دیدن و حس تعادل را به وجود بیاورد. به طور خلاصه، یکپارچگی مفرط موجب تحریک ناپذیری و پیچیدگی مفرط موجب تحریک بیش از اندازه مغز می شود. تعادل پویا، نتیجه حضور هماهنگی است. برای مشاهده تعالی هارمونی و هماهنگی کافی است به هارمونی رنگ ها در در طبیعت دقت کنید. در اینجا به معرفی چند فرمول ابتدایی در به کار گیری رنگ ها میپردازیم:

1.6.1.   هارمونی بر اساس هم جواری رنگ ها:

Description: هارمونی رنگ های هم جواررنگ های هم جوار (پیوسته) یا Analogous Colors، به هر دسته سه تایی از رنگ هایی گفته می شود که در دایره رنگ کنار یکدیگر قرار گرفته اند. مانند زرد-سبز، زرد و زرد نارنجی. معمولا در چنین ترکیب هایی، یک رنگ از نظر مقدار، بر دو رنگ دیگر برتری دارد.

1.6.2.   Description: هارمونی رنگ های مکملهارمونی بر اساس رنگ های مکمل:

رنگ های مکمل آنهایی هستند که در دایره رنگ، درست در مقابل یکدیگر قرارگرفته اند. مانند قرمز و سبز یا قرمز- بنفش و زرد - سبز. همان طور که در تصویر مشاهده می کنید، درجات مختلف زرد-سبز در برگ ها، هماهنگی زیبایی با رنگ های قرمز-بنفش گل، ایجاد کرده اند. رنگ های مکمل بالاترین درجه تباین (کنتراست) و ثبات را به وجود می آورند.

1.6.3.   Description: هارمونی طبیعیهارمونی بر اساس طبیعت:

طبیعت، بهترین نقطه شروع برای درک و ایجاد هارمونی رنگی است. در تصویر پایین ملاحظه می کنید که زرد، سبز و قرمز چه نقش هماهنگی ایجاد کرده اند و این ترکیب متناسب، لزوما در دو مورد قبل نمی گنجد، اما زیبا و قابل اجرا است.

2.      تأثیر روانى رنگ‌ها:

از دیرباز تأثیر روانى رنگ‌ها در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده است؛ مثلاً ثابت شده که اتاق‌هاى ‌آبى در بیمارستان‌ها یا شیشه‌هاى آبى رنگ روى بیماران تأثیر مثبتى به‌جاى مى‌گذارد و یا رنگ‌هاى سبز و آبى خستگى را کاهش مى‌دهند. رنگ‌هاى سبز و آبى از رنگ‌هاى سردند و آبى رنگ آرامش است. رنگ‌هاى بنفش و ارغوانى از رنگ‌هاى مجلل و فاخرند و بنفش رنگ وقار و عفت‌نفس است. قرمز تیره و بنفش تیره و سیاه قابلیت دید کمترى دارند و فضا را محدودتر نشان مى‌دهند. قرمز سمبل زندگی، قدرت و نشاط است اما براى اشخاص عصبى مناسب نیست. نارنجى سمبل انرژى است و لیموئى اشتهاآور است و براى اشخاص عصبى مناسب مى‌باشد. رنگ سبز و آبى توأماً باعث شادى مى‌شوند، براى همین است که دریا و سبزه موجب تسکین اعصاب و رفع خستگى روان است. تلفیق رنگ سیاه، و زرد تأثیر بصرى زیادى دارد و براى مشخص کردن موانع و محدوده‌هاى خطر استفاده مى‌شود.

در روانشناسى نوین، رنگ‌ها یکى از معیارهاى سنجش شخصیت به‌شمار مى‌آیند؛ چرا که هر یک تأثیر خاصى در روح و جسم هر فرد باقى مى‌گذارند و نشانگر وضعیت روانى و جسمى وى هستند انسان از روزگاران دور تحت نفوذ و تأثیر رنگ‌هاى پیرامون خویش بوده و در طى صد و چند سال گذشته که صنعت رنگ‌سازى به اوج تحول خود رسیده، این تأثیر دو چندان شده و در همه ی ارکان زندگى انسان‌ها رخنه کرده است. این استفاده روزافزون از رنگ‌ها تحول زیادى در زمینه ی روانشناسى رنگ پدید آورده است.

2.1.          تأثیر روان شناسی فرم و رنگ در طراحی:

شاید به نظر عجیب برسد که در حوزه حس بصری رنگ، حرارت را می توان تشخیص داد. تجربه نشان داده است که بین دو آتلیه که یکی با رنگ سبز-آبی و دیگری با قرمز-نارنجی رنگ شده باشد، 5 تا 7 درجه اختلاف حرارت یا برودت از طریق ذهنی احساس می شود. به عبارت دیگر، کسانی که در آتلیه سبز هستند، در 15 درجه سانتیگراد احساس سرما می کردند، اما در اتاقی که با رنگ قرمز نارنجی رنگ شده بود تا 11 الی 13 درجه سانتی گراد نیز احساس سرما نمی کردند. حقیقت این است که رنگ آبی-سبز جریان خون را کند و رنگ قرمز نارنجی همانند داروی محرکی است که باعث حالت هیجانی و تسریع جریان خون در بدن می گردد.

این تأثیرات مختلف قدرت وسیع مفهومی و بیان حالت کنتراست سرد و گرم را نشان می دهد و از آن می توان برای ایجاد اثرات تصویری فوق العاده زیبا استفاده کرد. مناظری که فاصله اشیاء در آن زیاد است، همیشه از لحاظ رنگ سرد تر به نظر می رسند. زیرا که در عمق هوا قرار دارند. پس کنتراست سرد و گرم وسیله مهمی است که اثرات پرسپکتیو و حجمی را نشان می دهد.

شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا و معنی دار نظام زیباشناختی خود هستند. در طراحی، این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند. یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع، مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز، زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند. مربع، نمایانگر ماده، وزن و حدود مشخص است و حسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء می کند. مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد. مثلث با زوایای حاد و تند، تأثیر ستیزه جویی، پرخاش و تهاجم را ایجاد می کند. مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد. دایره بر عکس مربع، احساسات را ملایم و معتدل می کند و حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء می نماید. دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است. تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است. اگر رنگ ها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند، تأثیرات آن دو چندان خواهد بود.

3.      رنگ در ساختمان:

3.1.             تاثیر رنگ در ابعاد ظاهری ساختمان

هنگامی که خانه ای را برای سکونت بر می گزینیم، حداکثر سعی و تلاشمان را جهت انتخاب مناسب ترین مکان، آن هم با توجه به شرایط موجود زندگی مان صورت می دهیم؛ اگرچه در این میان ممکن است پاره ای از نیازهای ضروری مان در انتخاب موجود بی پاسخ مانده باشند ولی برای برآورده نمودن برخی از آنها نیز راه های مختلفی وجود دارد.

رنگ ها نه تنها در حس روحی و روانی ما موثرند، بر دریافت حس فیزیکی ما از محیط نیز نقش بسزایی دارند. آنها حتی قالب فیزیکی و معماری فضا را به لحاظ ظاهری بر هم ریخته و محیط را به گونه ای دیگر به ببیننده القا می کنند. تاکنون نحوه نگرش همه ما به رنگ با در نظر گرفتن معیارهای ظاهری بوده است. اغلب ما رنگی را برای فضای اتاقمان بر می گزینیم که تنها با لوازم دکوراسیونی موجود و همچنین نظر و سلیقه مان متناسب باشد ولی به نقش اصلی آن در معماری ساختمان و پیامدهایی که کاربرد آن رنگ می تواند در محیط داشته باشد، کمتر فکر می کنیم. حال آنکه هر رنگ، گذشته از ظاهری که از آن نمایان است، دارای خصوصیات مختلفی بوده و در همین راستا، تاثیرات گوناگونی نیز بر فضای اطراف و لوازم موجود در آن می گذارد که با توجه به این مشخصات و نتایج حاصل از کاربرد آنها، انتخاب رنگی برای یک محیط با شرایط و موقعیت خاص خودش، نمی تواند تنها از روی احساسات و با معیارهای زیبایی ظاهری صورت گیرد، بلکه ابتدا باید مقاصدی را که از کاربرد آن در محیط مد نظر است، مشخص کرد، سپس در راه دستیابی به هدف مورد نظر، به انتخاب نوع رنگ و روش به کارگیری آن پرداخته شود.

 

همانگونه که بیان شد، در واقع در مبحث کاربردی رنگ دو موضوع اصلی مورد توجه قرار می گیرد:

1.نوع رنگ

 2.  روش استفاده از آن در محیط.

 

همه ما می دانیم که رنگ های روشن حتی از خانواده رنگ های گرم، فضا را روشن تر و بزرگتر جلوه می دهند و درست برعکس رنگ های تیره اگرچه از میان رنگ های سرد انتخاب شوند، فضا را کوچکتر می نمایانند و با جذب درصدی از نور آن محیط، از روشنایی موجود نیز می کاهند. گذشته از آن، نحوه به کارگیری هر یک از این رنگ ها با توجه به خواصی که دارند و تاثیراتی که بر محیط می گذارند نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

 

حال جهت درک بهتر کاربرد رنگ در فضا به یک مثال که اتاقی را مورد بررسی قرار می دهد، توجه نمایید.

از آنجا که در یک اتاق بیشترین حضور رنگ و در واقع پس زمینه دیگر لوازم با رنگ ها و بافت های گوناگون، سطوح ثابت یک فضا هستند، ابتدا باید کلیه تدابیرمان را حول این موضوع متمرکز سازیم. منظور از سطوح ثابت در یک فضا، سقف، کف و دیوارها هستند و با توجه به اینکه این سطوح و شرایط ظاهری آنها در هر زمانی که اراده کنیم قابل تغییر نیستند، باید اهداف معماری- دکوراسیونی مان را در راستای انتخاب و نوع رنگ و روش به کارگیری آنها در نظر گیریم. در تصاویر زیر و توضیحات هر یک از آنها، شما با این موضوعات به طور ملموس تری مواجه می شوید.

 
  Description: http://www.egroup.ir/images/stories/6.jpg


 

 

تصویر ۱: در این تصویر کلیه سطوح یاد شده به طور یکسان با رنگ های روشن، آن هم با یک تنالیته رنگ آمیزی شده اند. استفاده از یک تنالیته رنگی برای کلیه سطوح یک فضا، تناسب رنگی آن اتاق را حفظ می کند ولی در صورتیکه فضای شما از وسعت کمی برخوردار باشد، کاربرد رنگ های تیره در چنین وسعتی آن را کوچکتر جلوه می دهد حال آنکه استفاده از رنگ های روشن با این الگو، بر وسعت فضا به لحاظ دیداری می افزاید و درست به همین دلیل است که انتخاب یک رنگ روشن برای همه قسمت های فضا، مطمئن ترین و بی خطرترین روش رنگ آمیزی یک محیط است، حال آنکه زیباترین و بهترین نخواهد بود زیرا هنگامی که انتخاب پالت رنگی با تدبیر و با حفظ تنوع رنگی صورت می گیرد، فضایی زیبا، جذاب و دوست داشتنی حاصل خواهد شد، در ضمن نقش اصلی و مهم آن در تغییر ابعاد فیزیکی محیط را نیز نباید نادیده شمرد که در تصاویر دیگر شاهد آن هستید.

تصویر ۲: رنگ آمیزی یکی از دیوارها به رنگ تیره،  آن دیوار را بزرگتر جلوه می دهد. این تاثیر می تواند از طریق به کارگیری رنگ های تیره بر روی دیوارهای انتهایی یک فضا دریافت شود؛ به این ترتیب از طول ظاهری فضا کاسته شده و به عرض آن افزوده می شود. این روش رنگ آمیزی برای فضاهای کم عرض و راهروها بسیار حایز اهمیت است.

نکته:  البته به هنگام استفاده از رنگ های تیره برای چنین مکان هایی با هدف فوق، به میزان بهره مندی آن از نور طبیعی و حتی نحوه نورپردازی مصنوعی توجه لازم داشته باشید.

تصویر ۳ : در این اتاق رنگ آمیزی با روش برعکس تصویر قبلی اتفاق افتاده است. همان طور که ملاحظه می کنید، کلیه دیوارها و همچنین کف و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، به این صورت دیوار روشن تحت فشار رنگ های تیره اطرافش کوچکتر جلوه می کند. از این خاصیت برای فضاهای مکعبی شکل و جلوگیری از ایجاد احساس جعبه از محیط، بسیار مناسب است.

 

 
  Description: http://www.egroup.ir/images/stories/1.jpg

 

تصویر ۴: در این اتاق کلیه سطوح به جز کف به رنگ روشن رنگ آمیزی شده است ولی همین تیرگی کف سبب کوچکتر شدن ظاهری فضا می گردد. پس با وجود اتاقی کم وسعت، انتخاب کفپوشی تیره رنگ اگر چه دیوارها و کف به رنگ روشن باشند، ناصحیح است.

تصویر ۵: اتاق های اغلب ساختمان های قدیمی از سقف های بلندی برخوردار بودند ولی امروزه با سیستم آپارتمانی خانه ها، ارتفاع سقف ها از حداکثر ۲۹۰ سانتی متر تجاوز نمی کند. حال در صورتیکه اتاق شما نیز دارای چنین شرایطی است و می خواهید سقف آن را کمتر جلوه دهید،  آن را به رنگی تیره تر از رنگ های به کار رفته در سطوح دیگر به خصوص دیوارها رنگ آمیزی کنید. این روش برای سه بعدی کردن اتاق بسیار مفید است.

 
  Description: http://www.egroup.ir/images/stories/3.jpg


تصویر ۶: اگر سقف فضای اتاقتان به اندازه ای بلند است که با تیره  کردن تنها همان محدوده، هدف مورد نظر حاصل نمی شود می توانید مقداری از رنگ تیره سقف ر ا به دیوارهای آن محیط انتقال دهید. کاربرد یک رنگ روشن در زیر این نوار تیره ای که در بالای دیوار از ادامه رنگ سقف ایجاد شده است، اتاق را به نظر وسیع تر می رساند.

 

 

تصویر ۷: در فضایی که دیوارها و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، انتخاب یک کفپوش به رنگ روشن، از ایجاد احساس فشار در اتاق جلوگیری به عمل می آورد. به این ترتیب با وجود تیرگی سطوح دیگر، رنگ کف اتاق تا اندازه ای اعتدال رنگی محیط را برقرار می سازد.

تصویر ۸: برای آنکه دیوارهای اتاقتان و در نهایت سقف بلندتر جلوه کند، دیوارها را به رنگی تیره تر از سقف رنگ آمیزی کنید. انتخاب رنگ تیره برای دیوارها، آنها را به هم نزدیک تر کرده و رنگ روشن سقف به آن عمق بیشتری می بخشد.

این راهکار رنگ آمیزی برای فضاهایی با سقف کوتاه مانند زیرزمین های مسکونی که ممکن است حتی از وسعت کافی نیز برخوردار باشند ولی سقف کوتاه فشاری را از جانب بالا وارد می آورد، ایده آل است.

تصویر ۹: اگر مشکل کوتاهی سقف با پیشنهاد ارایه شده در تصویر قبلی به طور کامل قابل حل نبود، درست برعکس تصویر ۶ کلیه سطوح به جز سقف را با رنگ تیره بپوشانید با توجه به اینکه مقداری از رنگ روشن سقف را به رنگ تیره دیوارها نفوذ دهید. این خطاهای بصری، افزایش ظاهری سقف را تشدید می کند.

 

 

       
    Text Box: تمرین
  Text Box: با توجه به مباحث بیان شده، شما چه رنگ هایی را برای دیوار ها، سقف و کف اتاق خود پیشنهاد می کنید و چرا؟
 

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

لوگو

معمار

    _آلوار آلتو :

  معماری علم نیست. معماری فرایند ترکیبی عظیم است که هزاران کارکرد معین انسانی را به هم تلفیق می کند و همان معماری 
  باقی می ماند. نیت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسان است

نویسندگان

پیوندهای روزانه

طراحی سایت ارزان